دست و پا زدن دشمنان نظام برای کام‌جویی از انتخابات 96 ایران

با اعلام اسامی افرادی که صلاحیت آنان برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری از سوی شورای نگهبان قانون اساسی تائید شده است، فضای جامعه ایران کاملا انتخاباتی شده است و پیش بینی می شود که هر روز که به 29 اردیبهشت نزدیکتر می شویم این فضای انتخاباتی گرمتر شود. این التهابات انتخاباتی در یک ماهه پیش روی امری طبیعی است. به ویژه در جوامعی مانند ایران که مردم پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نمی خواهند از روند تصمیم گیری در سرنوشت خود دوباره کنار گذاشته شوند. بر این اساس است که در طول 39 سال گذشته در هر انتخاباتی اعم از رفراندوم قانون اساسی، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، شوراهای اسلامی شهر و روستا و حتی انتخابات شورایاری محلات پر شور حضور داشته اند.   این حضور پر شور و مستمر مردمی در انتخابات مختلف همواره موجب آزار دشمنان جمهوری اسلامی ایران در سطح منطقه و بین الملل بوده است؛   در سطح منطقه ای ما با سه طیف روبرو هستیم که با جمهوری اسلامی ایران مخالف هستند. یک طیف کشورهایی هستند که دولت در آن حاکم مطلق است و اراده مردمی در روند تصمیم سازی و تصمیم گیری کشور در همه سطوح ملی و منطقه ای و بین المللی به طور ویژه دخالتی داده نمی شود. بلکه این حاکمان هستند که به جای مردم تصمیم گرفته و عمل می کنند. این دولت ها به دلیل خارج نشدن از حکومت های بدوی، از وجود کشوری در همسایگی خود که مردم در همه سطوح آن در تصمیمات کشور مشارکت دارند، نگران هستند، زیرا از اینکه روند جاری در ایران یعنی جمهوریت به عنوان یک مطالبه در جوامع آنان مطرح شود هراسان هستند. به همین دلیل است که با حکومت دیکتاتوری قبل از انقلاب همدلی بیشتری داشتند.   طیف دیگر رژیم صهیونیستی است که پیش از انقلاب در ارکان سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی کشور رسوخ داشت و به نوعی شریک در حکومت سابق بود. اما انقلاب اسلامی ایران ضمن برچیدن بساط شاهنشاهی و بساط آن از ایران، با توجه به شناختی که از اهداف تاسیسی رژیم صهیونیستی در مدیریت ناامنی در منطقه با هدف سلطه جریان صهیونیستی -استکباری بر منابع ثروت منطقه داشت، مخالفت خود را با موجودیت این رژیم رسما اعلام کرد. صهیونیست ها از همان بدو شروع نهضت، دشمنی های خود را با ایرانیان نشان داده اند، بنابر این طبیعی است که این رژیم جعلی مخالف جمهوری اسلامی ایران بوده و تلاش می کند در هر حوزه ای که احساس می کند می تواند هزینه های جمهوری اسلامی ایران را افزایش دهد، ورود داشته باشد.   طیف دیگر رژیم هایی هستند که در عین همجواری با ایران و با اینکه از قبال تعامل با ایران منافع سرشاری را نصیب برده اند، اما از آنجا که خود را در قامت یک رقیب برای جمهوری اسلامی ایران در سطح منطقه تخیل می کنند، برای افزایش هزینه های امنیتی ایران، دست در دست صهیونیست ها و دولتهای جاهلی عرب گذاشته اند.   در سطح بین المللی نیز جمهوری اسلامی ایران مخالفانی دارد که در راس آنها دولت امریکا و دولتهای اقماری غرب مانند انگلیس و فرانسه قرار دارند.  امریکا قبل از انقلاب حاکم بلا منازع در کشور ایران بود. اما مردم ایران با انقلاب اسلامی خود، امریکا را از کشور بیرون راندند. این موضوع نه تنها موجب شد که ایران از حوزه نفوذ امریکا خارج شود، بلکه موجب شد که منافع امریکا در کل منطقه به خطر بیفتد. از این روی دشمنی امریکا با ملت ایران امری قابل پیش بینی است و درک آن هم برای مردم ایران بسیار ساده است.   از آنجا که مخالفان منطقه ای و بین المللی ایران، استمرار جمهوری اسلامی را برای منافع خود یک تهدید می دانند، از هیچ اقدامی برای تضعیف این نظام کوتاهی نکرده و نمی کنند. تردیدی نیست که قدرت جمهوری اسلامی ایران در حمایت مردمی از این ساختار نهفته است. حمایتی که افزون بر مشارکت همه جانبه در 8 سال جنگ تحمیلی و حضور در راهپیمایی های عظیم مردمی مانند 22 بهمن، روز جهانی قدس و روز مبارزه با استکبار جهانی(13 آبان) در مشارکت گسترده و پرنشاط ایرانیان در انتخابات همواره خود را آشکار ساخته است. مردم ایران انتخابات را به معنی سهم خود در روند تعیین سرنوشت خود و آینده کشور می دانند، بر این اساس هم در همه انتخابات شکوه دانایی و مسئولیت پذیری خویش را به نمایش گذاشته اند. دقیقا به همین دلیل است که مخالفان جمهوری اسلامی ایران در زمان برگزاری هر انتخابات، تلاشی همه جانبه و هماهنگی را برای آسیب رساندن به روند انتخابات در ایران در دستور کار خود قرار می دهند. تا به زعم خود به روند دموکراسی در ایران خدشه وارد سازند و زمینه های شکاف و شقاق در جامعه را فراهم سازند. شکافی و شقاقی که بی تردید تنها منفعت آن نصیب دشمنان ایران خواهد شد. بر همین اساس است که در هنگامه هر انتخابات دولت های عربی، غربی و رژیم صهیونیستی در حوزه رسانه ای و دیپلماسی، انتخابات ایران را غیر دموکراتیک معرفی می کنند و هر یک مسئولیتی را در این پروسه بر عهده می گیرند. زمانی شعار "نه غره، نه لبنان، جانم فدای ایران" را از تارنمای وزارت خارجه اسرائیل مطرح می کنند و بجای اسرائیل در شعار فراگیر "مرگ بر اسرائیل" روسیه و چین را می نویسند. شبکه سخن پراکنی انگلیس هم تقلب در انتخابات را مطرح می کند و دولتهای امریکا و انگلیس و فرانسه ضمن اینکه خود را طرفدار جریانی خاص در ایران نمایش می دهند، از عدم پذیرش نتیجه انتخابات حتی قبل از برگزاری آن سخن می گویند.   دشمنان ایران با نمایش خود به عنوان حامی جریانی خاص در ایران، این جریان را به نفع خود مصادره می کنند تا ضمن اینکه خود را موثر در روند تحولات کشور معرفی می کنند، بخشی از مردم ایران، این جریان را نه تنها انقلابی نشناسند، بلکه یک جریان امریکایی بدانند و با توجه به نفرتی که از امریکا دارند، این نفرت را به سمت این جریان نیز سوق دهند. متاسفانه برخی از زعمای این جریان با سکوت خود به نوعی تردیدها را علیه خود تشدید می سازند.بنابر این جامعه ایران را وارد قطب بندی سازند. البته تردیدی نیست جامعه ای که دچار قطب بندی شود، امکان نفوذ و رسوخ در آن بسیار تسهیل می گردد.   اما مردم ایران در همه این سال ها نشان داده اند که متاثراز این تکاپو و دست و پا زدن دشمنان کشور خود در امر انتخابات نیستند. بلکه آنان با توجه به میزان پاسخگویی افراد به نیاز های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و امنیتی، کشور، در انتخابات تصمیم می گیرند چه کسی مسئول باشد و چه کسی نباشد. دقیقا بر همین اساس است که شاهد جابجایی مسئولین در هر انتخاباتی هستیم که البته نشان دهنده بلوغ سیاسی و هوشمندی ایرانیان است. منبع : خبرگزاری قدس